امروز دوباره شبکه چهار مستندی از ابولفضل جلیلی پخش کرد اما این بار از توکیو
اصلا نمی خوام اون صحبتهای قبل رو درباره این مستند هم تکرار کنم
مثل راننده تاکسی که ازش در مورد سینمای ایران پرسیدن گفت متاسفانه هیچ چیز در رابطه با سینمای ایران ندیده و وقتی نظرش رو در مورد ایران پرسیدن هیچ جوابی نداشت که بده و ...
اما یک نکته جالب که کلی ما رو به وجد آورد
از مرد لباس فروشی در مورد ایران سوال کرد
در مورد ایران چه میدونی
جواب داد : سهروردی - داریوش - بعد موهاشو باز کرد گفت موهامو ببینید من شبیه به رستم هستم بعد شعر حافظ رو خوند الا يا ايها الساقي ادركاسا وناولها كه عشق آسان نمود اول ولي افتاد مشكلها
بعد که جلیلی هیجان زده شده بود سوال کرد شما کجایی هستی
مرد جواب داد : شما کشور منو نمی شناسید بعد با کلی اصرار گفت مراکشی هستم
جلیلی میگه بعد از اینکه تصویر برداریمون تموم شد مرد مارو رها نکرد و گفت من تازه شما رو پیدا کردم و تو این غربت میخوام چند کلمه با هم حرف بزنم و از علاقش نسبت به ایران و حافظ گفت و از من بهتر اونهارو میشناخت و ...
واقعا این بخش خیلی برای من لذت بخش بود
یه بخش دیگه هم واقعا جالب بود و اون بخشی از فیلم بود که مربوط به ۱۲ سال پیش میشد برای فیلم برداری به یه مدرسه رفت اول از تمرین تئاترشون فیلم گرفت بعد که تمرین تموم شد به معلم کلاس گفت میتونم از نحوه درس دادنتون تو کلاس هم فیلم بگیرم معلم جواب داد مشکلی نداره اما زمان درس دادن تموم شده و فقط دو نیم زنگ آخر مونده ...
اما این دو نیم زنگ چیه ؟؟
نیم زنگ اون همه بچه های مدرسه باهم مشغول نظافت کلاسها راهرو و کلا مدرسه میشن واقعا جالب بود
و از اون حالب تر نیم زنگ دوم بود
نیم زنگ دوم زنگ اعتراف بود یعنی هر دانش آموزی در طول روز تحصیلی هر اشتباهی کرده باید تو اون زنگ اعتراف میکرد و از بچه ها عذرخواهی میکرد و تا همه بچه ها اون دانش آموز رو نمی بخشیدن مدرسه تعطیل نمیشد
و از اون جالب تر این که این تصاویر مربوط به ۱۲ سال پیش بود
به دوستانی که این مستند رو ندیدند پیشنهاد میکنم حتما تهیه کنند ببینند کلا مستندهای جلیلی حرف نداره و مطعا باشید از دیدنش پشیمون نمیشید
|
+| نوشته شده توسط
آنتي جومونگ در شنبه دوم خرداد 1388
|